زوهر بالاک · سنهدرین ۱۰۵

בִּלְעָם

بیلعام — دهانِ مار

هیولایی که با روحِ سَمائل (مار) آمد تا اسرائیل را نفرین کند — و از دهانش، ژرف‌ترین پیشگوییِ مسیحاییِ کلِّ کتاب مقدس برآمد. از تاریک‌ترین جا، روشن‌ترین کلام.

متنِ پایه — پیشگوییِ ستاره

דָּרַךְ כּוֹכָב מִיַּעֲקֹב וְקָם שֵׁבֶט מִיִּשְׂרָאֵל

«ستاره‌ای از یعقوب برمی‌آید، و عصای پادشاهی از اسرائیل برمی‌خیزد.»

این آیه پایهٔ پیشگوییِ ماشیح در تمام نسل‌هاست — رمبام آن را نقل می‌کند، و ربی عقیوا آن را بر بَر کوخبا («پسرِ ستاره») خواند. و از دهانِ بیلعام برآمد.

دو لبه — سرچشمه و کلام

سرچشمهٔ تاریک

زوهر بیلعام را استادِ جادو می‌نامد که از «سطرا آحرا» — سوی ناپاکی، زهرِ مار، روحِ سَمائل — می‌کشید. او آمد تا اسرائیل را نفرین کند و نابود سازد. تلمود (سنهدرین) چشمِ بد، روحِ متکبّر و جانِ آزمند را به او نسبت می‌دهد.

کلامِ روشن

اما خدا نفرین را به برکت بدل کرد (تثنیه ۲۳:۶). از همان دهان، پیشگوییِ ستاره برآمد — درخشان‌ترین وعدهٔ ماشیح. زبانی که برای نفرین آمده بود، ناچار شد ماشیح را بشارت دهد.

וְלֹא־אָבָה יְהוָה אֱלֹהֶיךָ לִשְׁמֹעַ אֶל־בִּלְעָם וַיַּהֲפֹךְ ... אֶת־הַקְּלָלָה לִבְרָכָה

«خداوندْ خدایت نخواست به بیلعام گوش دهد، و خداوندْ خدایت نفرین را برای تو به برکت بدل کرد، زیرا خداوندْ خدایت تو را دوست می‌دارد.»

Devarim 23:6 · Zohar Balak

اوج — مَه طووو

מַה־טֹּבוּ אֹהָלֶיךָ יַעֲקֹב מִשְׁכְּנֹתֶיךָ יִשְׂרָאֵל

«چه نیکوست خیمه‌هایت ای یعقوب، مسکن‌هایت ای اسرائیل.»

Bemidbar 24:5

و این اوجِ راز است: این کلماتِ آن جادوگرِ شرور که آمد تا نفرین کند، نخستین واژه‌هایی شدند که یک یهودی هر بامداد هنگامِ ورود به کنیسه بر زبان می‌آورد. تاریک‌ترین دهان، مقدّس‌ترین دعای روزانه را زایید. نفرین، به‌تمامی، به صمیمی‌ترین برکت بدل شد.

الاغ که دید، و «بینا» که کور بود

بیلعام خود را «گشاده‌چشم» می‌خواند (بمیدبار ۲۴:۳). اما الاغِ مادهٔ او فرشتهٔ خدا را دید که او نمی‌دید (بمیدبار ۲۲). حیوان دید؛ نبی کور بود. باز هم دو لبه: پایین‌ترین موجود، حقیقتی را دید که «بیناترین» نمی‌دید.

و سنّت (و ترگوم) بیلعام را گِلگولِ لاوانِ ارامی می‌داند — همان فریب‌کاری که یعقوب را آزرد. فریب‌کار بازمی‌گردد، اکنون چون نبیِّ نفرین؛ و باز ناکام، چون نور از او می‌گریزد و به برکت بدل می‌شود.

שְׁנֵי פִּיּוֹת

از دهانِ مار، ستارهٔ ماشیح

بیلعام، که سَمائل — مار — در روحش بود، ستارهٔ ماشیح را پیشگویی کرد. رهاننده دقیقاً از دهانِ آن نیرویی برمی‌آید که آمده بود نابودش کند. این واقعیت است: یک حقیقت، دو لبه. روشن‌ترین نور، در تاریک‌ترین جا پنهان است — تا کسی او را گرد آورد.

חַשְׁמַל

کابالا و فلسفهٔ یهودی

خَشمَل — صدای سکوت