سلسلهٔ شفا · رفائل

רְפָאֵלخدا شفا می‌دهد
311

رفائل — فرشتهٔ شفا

نامی که جمله‌ای است

רְפָאֵל (رفائل) از دو پاره ساخته شده: רָפָא (رافا، «شفا داد») و אֵל (ال، «خدا»). نام، خود یک جمله است: «خدا شفا داده است». فرشته نه منبعِ شفا، که اعلامِ آن است — هرجا که او پدیدار شود، می‌گوید: شفا از خداست.

رفائل در خودِ متنِ تورات با نام نمی‌آید، اما سنّت او را یکی از سه فرشته‌ای می‌داند که بر ابراهام ظاهر شدند، و کارش را به‌روشنی بازمی‌شناسد.

حسابِ نام

רפא281
+
אל31
=
רְפָאֵל311

ارزشِ عددیِ کاملِ رفائل ۳۱۱ است: ر=۲۰۰، פ=۸۰، א=۱، ל=۳۰ → ۲۰۰+۸۰+۱+۳۰ = ۳۱۱.

و اگر دو پارهٔ نام را جدا بشماریم: רפא (راهِ «شفا») = ۲۰۰+۸۰+۱ = ۲۸۱؛ و אל (خدا) = ۱+۳۰ = ۳۱. پس ۲۸۱ + ۳۱ = ۳۱۲ — یعنی ۳۱۱ + ۱.

آن «۱» اضافی همان כּוֹלֵל (کولِل) است: قاعده‌ای کهن در گیماتریا که اجازه می‌دهد خودِ کلمه، چون یک واحدِ یکپارچه، به شمار افزوده شود. وقتی «شفا» و «خدا» را جدا می‌نویسیم، آن یگانگیِ پنهان در نام، همان ۱، آشکار می‌شود. دو پاره، با مُهرِ وحدت، همان نامِ یکپارچه‌اند.

«و خداوند در بلوط‌زارِ مَمرِه بر او ظاهر شد، حال آنکه او در گرمای روز بر درِ خیمه نشسته بود.»

پیدایش ۱۸:۱

فرشته‌ای که ابراهام را شفا داد

در پیدایش ۱۸، سه مرد بر ابراهام ظاهر می‌شوند — این درست روزِ سومِ پس از ختنهٔ اوست، دردناک‌ترین روز. راشی بر پیدایش ۱۸:۲ (به نقل از بِرِشیت رَبّا ۵۰:۲ و تلمود، بابا مِصیعا ۸۶ب) توضیح می‌دهد که هر فرشته یک مأموریت داشت: یکی آمد تا مژدهٔ تولدِ اسحاق را بدهد، یکی تا سُدوم را براندازد، و یکی — رفائل — تا ابراهام را شفا دهد.

و اینجا دو لبهٔ راز پیداست: همان فرشته که ابراهام را شفا داد، از آنجا برخاست و رفت تا لوط را از سُدوم برهاند. حکیمان می‌گویند یک فرشته نمی‌تواند دو مأموریت داشته باشد — مگر آنکه آن دو در ژرفا یکی باشند. و شفا و رهایی، یکی‌اند: شفا، رهاییِ تن است؛ رهایی، شفای سرنوشت. آن‌که جسم را التیام می‌بخشد، همان است که از مرگ می‌رهاند.

רְפָאֵל · רָפָא אֵל

همان دست که شفا می‌دهد، می‌رهاند

نامِ رفائل می‌گوید «خدا شفا داده است» — در زمانِ گذشته، چنانکه گویی شفا پیش از بیماری آماده بوده. عددِ او، ۳۱۱، در دو پاره‌اش — شفا و خدا — با مُهرِ کولِل به وحدت بازمی‌گردد. و کارش بر کوهِ ابراهام درس را کامل می‌کند: آن‌که تن را شفا می‌دهد، همان است که جان را از هلاکت می‌رهاند. شفا هرگز تنها جسمانی نیست؛ همواره رهایی است.

شاید هر شفا، فرستادنِ همان فرشته باشد: نامی که از پیش می‌گوید «خدا شفا داده است» — حتی پیش از آنکه ما بدانیم بیماریم. و شاید بهبودِ هر کس، خود نشانی باشد که دستی نادیده، در گرمای روز، بر درِ خیمه‌اش نشسته است.

חַשְׁמַל

کابالا و فلسفهٔ یهودی

خَشمَل — صدای سکوت